۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

شكلات تلخ...


اونقدر به يه آهنگ گوش مي دم كه ديگه شورشو در مي ارم ، خيلي خسته ام از همه چي ..... مي رم ترك بعدي .... we can go anyway .... آرامم نمي كند .... تنها ته دلم صدايي است كه مي گويد:‌" پايه هاي ذهنت را محكم كن ...تو مي توني "
از تو دلگيرم ... كه نيستي كنارم ! ....
نه هيچ كدوم اوني نيست كه مي خوام .... ضبط را به حال خودش رها مي كنم تا بجنگه براي يافتن آهنگي كه حال ِ منو بخونه ...
قهوه جوش را بر مي دارم
.
.
كف مي كند ....قهوه در فنجان كوچكم !.... شكلات ...قهوه ....شكلات تلخ ...قهوه ..... ســــــــــيگار !!
شكلات تلخ مي شوم اين روزها ....
.
.
تلفن صامت ايستاده .... صامت !
.
.
سه نقطه هاي من باز بر كاغذ نقش مي بندند ! ....سوت مي كشد سرم ....
قطار ذهن از حركت مي ايستد
*
90.08.27

عكس از خودم
.
بانو نوشت : عجيب مي خوام رو بيارم به بلاگينگ ....از شبكه هاي اجتماعي خسته شدم ... اينجا مي شه حرف زد . مي شه حس كرد ...اميدوارم آقايوني كه به مذاجشون خوش نمي آد نخونن ! مي خوام فحش بدم ، خودمو خالي كنم
اين كادر هاي كوچيك مال ِ من ِ ....
براي خدا نوشت : اون بنده هات كه ادعاي مسلمونيشون مي شه و يه من ريش مي ذارن و سجده هاشونو مي كشن تا عزيز تر بشن ! ...بعضي هاشونو نمي بخشم ...اگه ذغال آتيش جهنمت به راه ِ يه سر ببرشون ببينن ! شايد كمتر دهن گشادي كنن !!! از حرف و حديث هاي كاذبشون !! از تهمت هاشون ، و از خودشون بيزارم ...مي سپرمشون به خودت ! مي دونم حقمو ازشون مي گيري .... ببخشيد خيلي كم يادت مي كنم ! ( !!! )
براي ادم نوشت : ... ( چون آدمي !! نيست ) سكوت مي كنم

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

پشت به پشت



بي خوابي
....بي خوابي
قهوه پشت قهوه
ترس پشت ترس
زنگ پشت زنگ
سيگار پشت سيگار
.
.
باد هو هو مي كشد
.
.
تو نمي آيي
.
.
باز تقديرام را كسي خط خطي مي كند...
90.08.24
*

بانو نوشت : كم كم داره فشار كار ها ، و درس و دانشگاه و نبودنت مرا مي كشد ....

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

قاتل



به اتاق كارم مي آيند...
قلمم را بر دست مي گيرند ....
و
كاغذ سفيد زندگي ام را خط خطي مي كنند
نوشته ها وآدم ها وحسم را خط مي زنند
*
احساساتم بر شعر روانه و از قلبم مي تپد
قلم را بر مي دارند و
بر قلبم مي كوبند....
.
.
.
بر مزارم جوانه اي خواهد روئيد !
90.08.20
*
بانو نوشت : اون آدمايي كه لياقت صندليشونو ندارن ، فراموش كردن گاهي بايد از غرور دست بردارند ...
اين دنياي كثيف و اين ذهن هاي منحرف حتي نمي گذارد خيال كنيم مي توانيم دوست بداريم
خيال كنيم مي توانيم دستانمان را دور هم حلقه كنيم و كارهاي بزرگ بكنيم
بوسه مي زنم بر لبان آدمك هاي خيالم ، مي دانم دفتر شعرم را هم پاره كني ، لبانم طلب بوسه اي ديگر مي كند در رويا ....
" براي كشتن من ... يه ارتش كمه "
پي نوشت : در راستاي تحريك آقايون از شعر " بوسه "
تگ نوشت : امروز 11/11/11 ِ :دي ...اينم بلاگ نويسي من تو اين روز : 11elevenlive#

۱۳۹۰ آبان ۱۵, یکشنبه

بوسه



صدايم را مي شنوي
تو را مي خوانم
با لب هاي بسته
.
.
.
لبانت را بر لبانم بگذار
شايد اين بار كليد اين قفل لبان تو باشد
*
بانوي غم
15 ابان 90
*
بانو نوشت : بعضي از آدما شايستگي صندلي اي كه روش نشستن رو ندارن.
ختگي نوشت : درد هام از شمارش خارج شدند.

۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

باران مرا زنده مي كند



باران مي بارد
....
همه از باران و هواي دو نفره و دستاني در هم و آغوشي يكسان
خط خطي مي كنند مشق شب هايشان را
من اما از چشمانت مي نويسم كه با سوز باران به سوز مي افتد
و از دل گرفته ي آسمان ابري مي شود
چقدر اين روزها و شب ها دلگيرند
و چقدر تو از من دوري

90.08.6
*
بانو نوشت : روز سردي بود ...سرد و خيس ...بي چتر امروز را سر كردم ...چترم را به دور خواهم انداخت باران مرا زنده مي كند
قصار نوشت : " شاعر از باران مگو ، ببار "

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

چكه ....



باز قطره قطره
چكه چكه
مي بارد اشك هايش
از آسمان
" تو" كفش هايت را مي پوشاني مبادا
هم رنگ خاك شوند
و من دستانم را باز مي كنم
.
او براي خوشبختي ما مي گريد ....
*
بانو نوشت: خوشحالم باز روزهاي باروني ..حال ِ منو خوب مي كنن ...باز نم گرفته خاك كوچه و دلم اما پرسه مي زند در باد و باران
خستگي نوشت : فشاري كاري داره خفه ام مي كنه ، تحملم داره تموم مي شه ، اميدوارم روزاي خوبي بشن آخراي ماه ...
نيمه نوشت : چرا 15 ام نمي آيد ؟!؟!

۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

باد مرا با خود برد





" تو " دستانم را مي گيري
مرا در خيابان هاي پر وهم شهر مي گرداني
ساعت درست 11 و نيم نيمه شب است
بزم شام عروسي به پايان رسيده
و ما قدم زنان همگام سوز سرد پائيز شده ايم
اما
باد مرا با خود برد
بي آنكه بوسه اي گرمي لبانت را به رخم بكشد
*
90.07.15

بانو نوشت : انگار از نو متولد شده ام ...انرژي تازه گرفتم براي كارهاي بزرگ
نيمه نوشت : هوا رو به سردي مي رود و عطر روزهاي دي ماه را برايم مي اورد ...